این همان موضوعی است که مورد بی توجهی و بی مهری بسیاری از ما معلمین واقع شده است. حتی چه بسا انتظار بیشتر خانواده ها نیز از مدرسه و معلم ، تنها انباشته نمودن ذهن فرزندانشان از محفوظات شده است .
خانواده ها در رقابتی چشمگیر برای عقب نیفتادن از قافله ی ثبت نام در کلاس های مختلف و تجهیز علمی فرزندانشان به انگیزه ی موفقیت در امتحانات ورودی مدارس خاص، چنان شتابزده و یک بعدی تنها به امر آموزش می پردازند که اصل را فدای فرع می کنند!
در این میان نیز معلم ایده آل به زعم بسیاری از مردم معلمیست که تا می تواند بر روی آموزش تکیه کند و تمام توان خود را صرف این مقوله کند چرا که سیستم آموزش و پرورش کشور ما فقط به محاسبه ی توان علمی دانش آموزان می پردازد و عملا تنها به میزان علم اندوزی بچه های ما بها می دهد.
متاسفانه اقدامات پرورشی هم که در مدارس صورت می گیرد عموماً فعالیت های نمادینی است که باعث تغییر رفتار عمیق و ریشه ای در دانش آموزان نمی گردد و تنها به ظاهر قضیه پرداخته می شود . حتی در این رهگذر مسابقات فرهنگی مهم نیز کارایی لازم را برای رسیدن به اهداف مهم تربیتی ندارند و تنها به جنبه ی رقابتی آن پرداخته می شود . مربیان هم سعی بر آن دارند تا تنها با پرورش چند نفر نخبه در رشته های مورد نظر، توانایی های مدرسه ی خود را به نمایش بگذارند.
سؤال اساسی این است که به راستی ما معلمین ، مدیران و مربیان پرورشی تا چه اندازه توانسته ایم در تربیت اخلاقی دانش آموزانمان سهم اصلی خود را ایفا کنیم؟به عبارتی دیگر چه تمهیداتی برای نهادینه کردن باورهای اخلاقی در کلاس و فضای مدرسه مان فراهم نموده ایم؟
و اصولاً والدین تا چه اندازه از ما انتظار دارند بر روی تربیت اخلاقی فرزندانشان کار کنیم؟ به عبارت دیگر سهم مطالبات آنان در باره ی موضوع تربیت اخلاقی چه قدر است؟ چند در صد از والدینی که جهت پرسش از وضعیت فرندانشان به مدرسه مراجعه می کنند ابتدا به موضوع رفتار، اخلاق ، باورهای اعتقادی و تعاملات فرزندانشان با هم کلاسی ها و کادر مدرسه و.... می پردازند؟!
متاسفانه تجربه 20 ساله ی منِ معلم ابتدایی در مدارس معمولی ، غیر انتفاعی و فرهنگیان نشان می دهد عموماً برای والدین پیشرفت تحصیلی اولین و در برخی موارد شاید تنها گزینه ی مورد توجه باشد! و این درد است! .....
به راستی چرا ما نمی خواهیم باور کنیم که اهمیت بوجود آوردن محیطی مناسب برای آماده کردن کودکانمان برای ورود به جامعه و پرورش شهروند مفید و با اخلاق کم تر از اهمیت آموختن مهارت های چهارگانه ی زبان آموزی ، محاسبات ریاضی و شناخت اطرافمان نیست؟
مگر نه این است که ما به کودکانمان علم می آموزیم تا در نهایت انسان هایی مفید و با اخلاق و موفق در جامعه باشند ؟
آیا به نظر نمی رسد هم خانواده ها و هم مدارس و به نوعی کل جامعه نقش اصلی خود را تحت الشعاع امور و اهداف دیگر قرار داده اند ؟
بر سر در و دیوارهای کدام مدرسه در بین انبوه پارچه نوشته ها ، نام دانش آموزان باگذشت ، خوش برخورد و با اخلاق می نویسند؟ چند درصد از بار مالی تشویق هایی که مدیران متقبل می شوند صرف امور اخلاقی می شود و کدام معلم به خاطر آموزش مستقیم و غیر مستقیم اصول اخلاقی مورد تشویق قرار می گیرد؟
کدام معلم راهنما ، سرگروه آموزشی و ..در هنگام بازدید از کلاس و مدرسه به غیر از توجه به تشخیص میزان دستیابی دانش آموزان به اهداف آموزشی به نحوه ی برخورد و رفتارهای دانش آموزان نیز اهمیت می دهند و در فرم بازدید این موضوع را لحاظ می کنند؟
البته قصد ندارم که عملکرد همه ی معلمین در زمینه ی توجه به تربیت اخلاقی را محکوم کنم هرگز !
خانم شکوفه جعفری آموزگار دبستان فرهنگ داراب
برچسبها:
معلمان ,
کارشناسان , تربیت اخلاقی , مدرسه احترام به عقاید دیگران...
ما را در سایت احترام به عقاید دیگران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 21:59